مشکل ایران مدل حکمرانی نیست. رنسانس فرهنگی را بیابیم
مشکل ایران مدل حکمرانی نیست. رنسانس فرهنگی را بیابیم
خاندان پهلوی ژن خیانت، جنایت و دیکتاتورمنشی ندارند
اگر بسیاری برآن هستند که مشروطه نقطه عطف و تغییر اساسی در تاریخ ایران است. لیکن این بیان را نمیتوان چشم بسته قبول کرد. زیرا نقطه عطف تحول اجتماعی در یک سرزمین فراگشت فرهنگ در زیرساخت آن جامعه است. فراگردی که در مشروطیت رخ نداد. چه اگر فرهنگ این کشور در دوره معاصر پسامشروطه تغییر کرده بود، نباید با رویداد انقلاب اسلامی 57 مواجه میشدیم. آن هنگام که انقلاب اسلامی از سال 42 کلید خورد جامعه روشنفکری و اندیشمندی ایران سرگرم چه کاری بود که نتوانست جوان آن عصر را با معایب واپسگرایی و آفات مهلک سرزمینی موجود در ایران آشنا نماید. تا بجای رفتارهای انقلابی، رفتارهای تحول اجتماعی در ایران رخ می داد. منظور از آن دوره همان دوره بعد از مشروطه است.
داریوش شایگان از روشنفکران معاصر ایران در تعریف آن دوران می گوید:«ما روشنفکران آن دوره پرت بودیم و تحلیل درستی از جایگاه خود در جامعه و جهان نداشتیم. جایگاه خود را ندانستیم و جامعه را هم خراب کردیم». این وضعیت شلخته که جنبش های متعدد برگرفته از دوره مشروطه هر کدام ساز خود را می زدند موید نبود الگوی روشنفکری یا به زبان بهتر الگوی روشنگری در ایران بوده است. در این میان دستگاه روحانیت شیعه از چنان اثرگذاری در بین مردم ایران برخوردار بود که از دل روشنفکری انحرافی، انقلاب اسلامی با سویش سرنگونی پهلوی رقم خورد.
درحقیقت در این سرزمین همیشه حکومت ها مشکل قلمداد و سرنگونی حکومت ها «حل مسئله» دنبال شده. حال آنکه همین حکومت ها برایند نبود فرهنگ زیرساختی اصولی در کشور می باشند. وقتی فرهنگ اجتماعی و عموم مردم قادر به تشخیص درستی نباشند، مدام تغییرات سیاسی مدنظر قرار می گیرد.
انقلاب 57 با شعارهای مشعشع ضد استکباری، ریشه کنی فساد و تغییرات اساسی در کشور خیل روشنفکران "بدون فکر روشن" را به دنبال خود کشانید. و امروز باز در چاه ویل فرهنگ استبدادی نهادینه در کشور فرو افتاده ایم. اما همانطور که عصر بشری عوض شده و معیارهای زیست و متد حکمرانی تغییر کرده، بازتاب حکمرانی پر از مسئله جمهوری اسلامی سبب شده تا امروز بخش بزرگی از روشنفکران و اندیشمندان ایرانی به ضرورت انقلاب فرهنگی فکر کنند تا هر نوع انقلاب دیگر. که خوشبختانه این اتفاق مبارک با جنبش زن زندگی آزادی در ایران رقم خورده و امید است فرهنگ زیرساختی کشور از بنیان تغییر یابد.
وضعیت امروزین ایران بر ظرفیتی نوین از فرهنگ اجتماعی استقرار یافته و کسی نیست که بر ظرفیت های پیشین اصرار داشته باشد. اما هم اکنون که در آغاز راه قرار داریم بحث مدل حکمرانی پادشاهی و جمهوری باز به مسئله نخست جامعه ایران مبدل شده. مشکلی که خود به یک مسئله بزرگ مبدل شده و می رود رنسانس فرهنگی سرزمینی را بار دیگر به انحراف کشاند.
بیاییم قبول کنیم در حال حاضر مشکل کشور ما مدل حکمرانی نیست. که بر سر جمهوری یا پادشاهی مشروطه یا هر نوع دیگر مرافه صورت گیرد. مدل حکمرانی مربوط به زمانی در آینده است. . . اگرهم طبقه روشنفکران و اندیشه ورزان جامعه بخواهند به چانه زنی خود ادامه دهند و میدان جدل را ترک نکنند. ولی باید معطوف به این نکته باشیم که خاندان پهلوی در هر نوع و شکل حکمرانی قابل اعتماد هستند. این خاندان زمانی که پرقدرترین حکومت منطقه را در اختیار داشتند و قادر به همه گونه رفتارهای ناشایست. لیکن هرگز خیانت به ایران و مردم را انتخاب نکردند. و هرچند در مورد جنایات رژیم پهلوی اغراق شده. ولی مردم امروز ایران با مطالعات و تحقیقات میدانی گسترده به این نتیجه رسیده اند که شیوه سرکوب آزادی، زندان سازی و حذف مخالفین در دو دوره پهلوی هرگز و هرگز درحد معمول در ظرفیت زمانی آن عصر نبوده. ذکر این بیان نیز مهم است که بدانیم ایران آن دوران "ایران مدرن" نبود که رفتارهای مدرن در حکمرانی اعمال شود. و چنانچه بخواهیم رفتار رژیم پهلوی با دیگر حکومتها و دولتهای پیرامونی و حتی فراپیرامونی ایران در آن عصر مقایسه کنیم. قطعا شیوه حکمرانی در ایران بسیار متعادلتر از حوزه های پیرامونی بوده است. براین اساس میتوان براحتی به این درک رسید که خاندان پهلوی مطلقا ظرفیت جنایت و خیانت همچون دیگر رژیم های موجود در ایران از گذشته تا امروز را نداشته. و اینک نیز از مقبولیت عمومی برخوردارند.
ایران امروز در ابتدای راه پر پیچ و خم و سنگلاخ رنسانس فرهنگی قرار دارد. خوب است دوباره با انتخاب های بیهوده و پوچ برای کشور مسئله سازی نکنیم. ما کشوری هستیم که اصولا با معیار علمی میانه ای نداریم. در علم مدرن شیوه«آزمون خطا» جایز نیست. بجای ورطه آزمودن ناآزموده ها و دیگر مدل های ناسازگار با بستر ایران، بهتر است به خاندان پهلوی اعتماد کرد و راه بیهوده را بیهوده طی نکرد.
احمد علینقی
1403
کلمات کلیدی: پهلوی;حکمرانی; رنسانس; خاندان پهلوی