جوامع بشری در سه نوع نگرش شناور می باشند
جوامع بشری در سه نوع نگرش شناور می باشند
ایران در آمیختگی فرهنگ اسلام و پارسی بشدت دجار سردرگمی نگرش می باشد
عموما نگرش و بینش بشری بنابر محیط و جریانات اجتماعی در سه نوع رویکرد کلان "مبارزه جویی/ ساخت گرایی/ خنثی یا تعامل گری" استقرار دارد. این سه نوع نگرش رهیافتی از غالب بودن فرهنگ اجتماعی در هر کشور می باشند. یعنی بنابر فرهنگ اجتماعی غالب، جوامع در این سه نحوه بینشی و رویکرد اجتماعی شناور می باشند.
ولی بطور قطعی این سه نوع رویکرد نگرشی و بینش برای هر جامعه ماهیت قطعی و ثابت مستمر ندارند و نمی توان یک ملت را صرفا مبارزه جو یا ساخت گرا برای یک مقطع زمانی یا دائم نامید. بلکه در این شناوری نگرش، راهکرد و رویکرد عمومی تابعی از میزان کمیت و کیفیت و شدت و قلت پارامترهای محیطی و اجتماعی در پیوستار جامعه باشد که متعاقبا بیان خواهند شد. پارامترهایی که فرهنگ اجتماعی نام دارند و با تاثیر در نگرش و رهیافت غالب اجتماعی می توانند بر ارتباطات درون/خارج جامعوی اثر حتمی بگذارند. این سه نوع نگرش در کل بشرح زیر می باشند:
نگرش مبارزه جویانه: برای حل مشکلات و مسائل راه حل مبارزه و دعوا را انتخاب می کنند. این نگرش می تواند در ارتباطات داخلی و خارجی متفاوت باشد. که این موضوع می تواند تابعی از همان پارامترهای محیطی مختلف باشد
نگرش ساخت گرا: اکثر مردم بنابر فرهنگ اجتماعی غالب به اصلاح و ساخت جامعه باور دارند. از جنگ و نزاع تنفر دارند و در تعامل گرایی با یکدیگر و دیگر ملل کوشا می باشند. به سازندگی اجتماعی در همه عرصه ها اهتمام شدیدی دارند. جامعه توسعه گرا چنین است
نگرش خنثی یا تعامل گرایانه: در واقع توده های اجتماعی موضع میانه دارند. نه ستیزه جو هستند و نه خیلی اهل ساخت گرایی برای تعالی جامعه خود. غالب مردم بسیار اهل تعامل داخلی و خارجی هستند و به فکر گذران زندگی می باشند
برای نمونه جامعه چین و هند از نگرش عمومی خنثی و تعامل گرا بهره می برند. افرادی مبارزه جو نیستند. اما ساخت گرایی نیز ندارند. کشورهای اروپایی نیز عموما خنثی می باشند نه اهل جنگ هستند و نه ساخت گرا. ولی تعاملات اجتماعی را رعایت می کنند. که البته جوامع اروپایی بعد از رنسانس و انقلاب صنعتی به جد ساخت گرا بودند و شیوه حکمرانی و زیست مردم اروپا از دنیا جدا گردید. لیکن در چند دهه اخیر و با پذیرش مقولات مهاجرت و گسترش دموکراسی سوسیالیستی بیشتر این جوامع در سقوط فاحشی به سمت جوامع خنثی حرکت کرده اند. اما مبارزه جویی در آن کشورها بشدت ضعیف است.
ایالات متحده آمریکا و با شدتی کمتر کشورهای اقیانوسیه مثل استرالیا و نیوزلند و همچنین ژاپن و کره جنوبی ساخت گرا می باشند. در کشورهای اروپایی نیز ساخت گرایی رعایت می گردد. اما مهاجران سبب تغییرات فاحشی در نگرش عمومی شده اند.
همانطور که گفته شد، این تقسیم بندی خیلی قطغیت ندارد و پارامترهای "ملی گرایی / مهاجرت / ترکیب فرهنگی/ ترکیب حکمرانی چپ و راست و محافظه کار / حکمرانی ایدئولوژیک /کلا تلفیق و آمیختگی فرهنگی و نژادی" در شناوری نگرش اثرگذاری و دخالت موثر دارند.
ایران ما کشوری است که بعنوان جهان سومی بشدت دچار آفت های مختلف بوده است. بجهت ترکیب و ادغام فرهنگ اسلامی و پارسی بشدت در سردرگمی و گیجی بسر می برد. براستی فرهنگ اجتماعی ایران هرگز یکدست نبوده و این آمیختگی فرهنگی برای کشور مشکل ساز بوده است. اما کشورهای اسلامی به دلیل یگانگی در فرهنگ دینی دچار اضطراب و سرگردانی فرهنگی نیستند. هر جامعه اسلامی یکدست است و نگرش عمومی نیز تا حد زیادی مشخص می باشد.
شوربختانه ایران بخصوص در چند قرن اخیر هرگز رویکرد ویژه و یکتا نداشته. باوجود دو فرهنگ اسلامی و پارسی، شناوری فرهنگ اجتماعی و یا سرگردانی رویکرد و نگرش یک عارضه یا مشکل حاد اجتماعی بوده است.
هرگاه یکی از این دو نوع نگرش عمومیت و غالبیت پیدا کرده جامعه به همان جهت سویش یافته. ولی بجهت نهادینگی و توسعه فرهنگ اسلامی، نگرش مبارزه گری در ایران تقویت یافته و ما ملتی هستیم که نمی توانیم مسائل را با مشورت عمومی مرتفع نماییم. ما حتی در تعاملات داخلی ضعف وافر داریم. چنانچه به پیشینه جامعه ایران مراجعه کنیم، بشدت استعمارستیز و غرب ستیز هستیم. بزرگان و اسطوره های ما در قرون اخیر مبارزان و غرب ستیزان بوده اند. کلا در راستای این نگرش تعاملات درون/ برون اجتماعی ما ضیف می باشند.
در سمتی دیگر طیفی را داریم که با نگرش پارسی از مبارزه گری و ستیزه جویی دوری می کنند. اگر بخش اسلامی را مبارزه جو بنامیم. بخش پارسی به نگرش خنثی و تعامل گرایی شدید سویش یافته است. ولی جالب آنجاست که هر دو نگرش اسلامی و پارسی به ساخت گرایی باور ندارند. ایرانیان در دوره پارسیان نیز ساخت گرا نبودند. حتی به جنگ و مبارزه نیز اشتیاق زیادی داشتند. ولی با آمدن اسلام به ایران نگرش مبارزه گری شدت بیشتری نیز پیدا کرد.
کلمات کلیدی: نگرش;فرهنگ پارسی; فرهنگ اسلامی; ساخت گرایی